تجارت ایران

تبادل نظر تجاری ، اقتصادی و معرفی شرکت های برتر و نرخ ارز

نویسنده : حسین حدادی ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۳

من یک تئوری در مورد تجارت کردن دارم به این صورت که اگر کسب و کار من خوب هست به خاطر آب و هوا، سال انجام آن کار یا اقتصاد نیست. همه اش به خاطر خودم هست که دارم کارم رو درست انجام می دم. اگر کسب و کارم خوب نیست، به خاطر آب و هوا، سال انجام آن کار یا اقتصاد نیست بلکه به خاطر خودم هست که یه جای کارم درست نیست. مشتری ها همیشه از اشخاص خاصی خرید می کنند پس من چطوری می تونم باعث بشم که اونها بیان و از من خرید کنن؟


اول از همه، شما بایستی در ضمن داشتن اهداف واضح و آشکار، اعتماد به خودتان و کالای تجاری تان داشته باشید، و همچنین دانش مربوط به محصولاتی که می خواهید بفروشید داشته باشید. تنها بعد از اینها هست که شما می توانید از کارکنان خود انتظار داشته باشید که خودشان را وقف کارشان کنند و از مشتری ها انتظار داشته باشید که با اشتیاق از شما خرید کنند.

 

ثابت شده است، افرادی که اشخاص موفقی در زمینه کاریشان هستند، حالا هر زمینه ای باشد، ویژگی های یکسانی را در بیشتر موارد دارند. جهان امروز دیگر با موفقیت های کوچک و ساده راضی نمی شود، ما می خواهیم یاد بگیریم چگونه می توان موفقیت را به حد اعلایش رساند. روسی ها خط مشیی به نام anthropomaximology گسترش داده اند که در آن، آنها سعی براین دارند به این سوال پاسخ دهند که چرا بعضی از افراد بیشتر از افراد دیگر به موفقیت دست پیدا می کنند. در طی سالهای متمادی تا حدی روی anthropomaximology کار کرده ام و به این نتیجه رسیده ام که برخی ویژگی ها هستند که می توانند همه تاجران موفق را توصیف کنند.

در ادامه این ویژگی ها آورده خواهد شد؛

یک) آنها همیشه اهداف بزرگی را برای خود بر می گزینند؛

تاجران موفق همچون کوهنوردانی هستند که با فتح یک قله به فکر فتح قله ای بلندتر از قله ی قبلی هستند.

 

دو) آنها از قلمرو راحتی خود دوری می کنند؛

برای یک شخص مؤفق، ایستادن همچون عقب ماندن است. کسانی که در قلمرو راحتی خود باقی می مانند کارهایی رو انجام می دهند که قبلا انجام می دادند، همان کالای قبلی رو با همان روش قبلی معامله می کنند و از هر ایده نو، متفاوت و یا حتی غیر عادی احتراز می کنند چراکه احساس می کنند ممکن هست کاری رو به اشتباه انجام بدهند.

سه) نیروی محرکه ی آنان دستاورد هایشان هست نه پول؛

افراد موفق پیرو Steve Jobs مؤسس شرکت Apple Computer هستند که می گوید: " پاداش مؤفقیت، بودن در مسیر مؤفقیت است نه رسیدن به آن". آنها به جای اینکه تمرکزاصلی شان را روی محصول بگذارند روی مشتری می گذارند. برای آنها، چیزی مهمتر از صفی که بیرون فروشگاه قبل از باز شدن درها ایجاد شده نیست.

چهار) آنها به جای یافتن مُقصّر، مسائل را حل می کنند؛

 

یک تیر تلفن، جلوی دید گالری کانادایی Ron Bishop را گرفته بود. او می دانست کارش سخت خواهد شد اگر امکان جابجایی آن تیر تلفن نباشد. راه حل او این بود که تیر را با یک زمینه تأثیرگذار نقاشی کنند. همینکه که نقاشی تمام شد، روزنامه محلی آمد، تصویری از آن تهیه کرده و با نوشتن داستانی از آن، آن را به چاپ رسانید. Bishop می گوید: ’’آن تیر تلفن تبلیغ بسیار بزرگی بود، و حتی بعد از آن اتفاق تلفن ها شروع به زنگ خوردن کردند که همه می پرسیدند آیا آن تیر برای فروش است؟“

 

تُجار مؤفق زمان خود را صرف این نمی کنند که به مسائل نگاه کنند و بگویند: ’’تقصیر ما نبود“، ’’چرا این این کار را کردیم...“ بلکه آنها می گویند:’’بیایید نگاهمان به این باشد که کجا اشتباه کردیم و درک کنیم که آن یک تجربه مفید برای ما بود و حالا باید ببینیم چگونه می توانیم در مجال بعدی بهتر عمل کنیم.“

 

وقتی مشتری متوجه می شود که آماده کردن درخواستش یک هفته یا حتی بیشتر طول خواهد کشید و می گوید: ’’متأسفم، ولی آن زمان خیلی دیر است،“ آیا شما شانه هایتان را بالا می اندازید و می گویید: ’’خوب، اینقدر طول می کشد.“ یا اینکه با خود فکر می کنید: ’’هوم...، اگر آن، چیزی است که مشتری می خواهد، چگونه می توانم مشکل آنها را حل کنم؟“

پنج) آنها به بدترین نتیجه ی ممکن از طرح خود می نگرند؛

 

آنها از خود می پرسند: ”اگر از این طرح تبعیت کنم بدترین نتیجه ممکن از آن چه خواهد بود؟“ بعد از دانستن پاسخ آن سؤال، تصمیم می گیرند که آیا ریسک کردن عملی است یا نه. با این حال، همینکه تصمیم خود را می گیرند، با اطمینان، دانش و خبرگی که لازمه ی عملی کردن کار است، حرکت می کنند.

 

آنها درک می کنند که زیان بخش ترین دست آورد چه خواهد بود و آنگاه تصمیم می گیرند که آیا میتوانند با پی آمد های آن زندگی کنند یا نه. و اگر می توانند با اطمینان تمام رو به جلو پیش می روند.

 

توماس ادیسون گفته است: ”هر زمانی که شکست خوردم، چیزی یاد گرفتم“. او 1114 بار آزمایش کرد، تا یک رشته ای (فیلامان) پیدا کند که درون لامپ روشن بماند. او 1113 بار شکست خورد.

شش) آنها آینده را همانطوری که می بینند تکرار می کنند؛

 

افراد مؤفق به سوی تصاویری که در ذهنشان می سازند حرکت می کنند. آنها می توانند کارها و وقایع آینده را همانطوری که می بینند تکرار کنند. آنها مانند بازیکنان شطرنجی هستند که حرکت بعدی حریفشان را احساس می کنند و برای زمانی که نوبت حرکت آنهاست شش حرکت مختلف را آماده دارند.

بسیاری از ورزشکاران مؤفق، قبل از مسابقه، به تمرین ِ دیدن ِ برنده شدنشان می پردازند. آنها دقیقاً اتفاقات آینده را مجسم می کنند که این کار انگیزه لازم برای رسیدن به اهدافشان را به آنها می دهد.

چند تا از این شش ویژگی را در خود می یابید؟ هر چه که تعداد بیشتری از این ویژگی ها را داشته باشید می توان گفت تاجر مؤفق تری خواهید بود.

 

تاجران مؤفق:

-- همیشه اهداف بزرگی را برای خود بر می گزینند؛

-- از قلمرو راحتی خود دوری می کنند؛

-- نیروی محرکه ی شان دستاورد هایشان هست نه پول؛

-- به جای یافتن مُقصّر، مسائل را حل می کنند؛

-- به بدترین نتیجه ی ممکن از طرح خود می نگرند؛

-- آینده را همانطوری که می بینند تکرار می کنند؛

 

پایان

منبع: طبیان نت